نوحه حضرت عبدالله بن حسن همراه با سبک نوحه خوانی
دلداده و بی قرار توام عمو عمو حسین پروانه و شمع یار توام عمو عمو حسین
گلشن توحید را فصل شهادت می رسد لاله آزادمردی را طراوت می رسد
ای عموی مهربانم بوی بابا می دهی از تماشای تو کامم را حلاوت می رسد
غم مخور گر سائل روی تو شد شمشیرها کودک ایثار با دست سخاوت می رسد
سنگر امید را خالی ز جانباری مبین این زمان رزمنده ای از نسل غربت می رسد
ای طبیبی که کنون خود مبتلای نیزه ای غم مخور مرهم برای زخمهایت می رسد
هر دم از زخم زبانی می شود پاره دلت یا که از سرنیزه بر جسمت جراحت می رسد
لاله های سر زده از خون تو پامال شد بر گل رخسار تو دست شرارت می رسد
بعد دستانی که شد در علقمه از تن جدا دست تیر و نیزه بر جسمت چه راحت می رسد
می دهم از دست تاب و سخت بی تابی کنم چون به تاب گیسویت دست شقاوت می رسد
ناله ی واغربت اهل حرم را گوش کن ارث سیلی بعد تو دیگر به عترت می رسد
طفلم اما غیرت محضم مرا با خود ببر تا نبینم بر حرم دست اسارت می رسد